1-      طبق ماده 194 قانون مدنی توافق اراده بین طرفین لازم است در غیر این صورت معامله باطل است

همچنین پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و ثمن عقد به ایجاب و قبول واقع می شود

جمع دو ماده فوق با ماده 832 تعارض دارد لذا وصیت عقد نیست

2-      در عقود ایجاب و قبول باید توالی عرفی داشته باشد ولیکن در وصیت این شرط وجود ندارد

3-      در عقود قبول ناقل است ولیکن در وصیت قبول کاشف است

4-      در عقود طرفین باید اهلیت داشته باشند تا عمل حقوقی صحیح واقع شود ولیکن همگان معتقدند که مفاد ایجاب در وصیت برای بعد از فوت انشا می شود ، یعنی زمانی که موصی (موجب) اهلیت ندارد

5-      در عقود فسخ داریم ولی فسخ وصیت را رجوع می نامند نه فسخ

6-      ایراد تملیک قهری برخی فقهها و اساتید ایراد کرده اند که تملیک قهری محل اشکال است لیکن فراموش کرده اند که  اولا حق رد موصی له محفوظ است ثانیا عرفا کسی بدش نمی اید موصی له واقع شود لذا نظریه ولایت بر موصی له و نظریه منت رد است

مضافا ارث هم  تملیک قهری است و در ارث و وصیت برای حمل هم قبول معنا ندارد

7-      اگر یکی از طرفین عقد قبل از قبول فوت کند عقد بسته نمی شود ولی در وصیت فوت موصی وصیت را لازم میکند

8-      طبق ماده 194 ق م تطابق ایجاب و قبول در عقود لازم است در وصیت لازم نیست ماده 832

9-      صرف ایجاب در عقود تعهد ایجاد نمی کند ولی در وصیت صرف ایجاب و فوت موصی ورثه را از دخل و تصرف در ترکه منع می کند

10-  در فقه تنجیز در عقد لازم است و تعلیق موجب بطلان در حالی که وصیت معلق بر فوت موصی است

11-  در عقد قبول لازم است = اگر وصیت تملیکی عقد است چس چرا در وصیت بر جهات عامه قبول لازم نیست؟؟

12-  اگر قبل از قبول مخاطب ایجاب فوت کند عقد بسته نمیشود و قبول به ورثه منتقل نمیشود ولی در وصیت اگر موصی له قبل از لازم شدن وصیت فوت کند و موصی رجوع نکرده باشد ورثه موصی له حق قبول دارند بنابر قول مشهور

13-  اگر موصی وصیت کند سپس فوت کند و بعد موصی له بدون خبر از وصیت فوت کند این مصداق عدم رد است نه مصداق قبول